کاج و چمن
.مراقبه و سکوت را بايد از درخت کاج آموخت، آن هم از نوع کريسمس
برگهايش حتی برای لحظهای خود را به دست باد نمیسپارند، به خواست و ارادهی باد لحظهای نمیرقصند و تکانی به بدن نمیدهند. استوار و آرام ايستادهاند، تا اين حد عزت نفس آموختنی است، اين چنين است که برای سُرورها ميبرند و آذينش میکنند. رازها در دلش دارد. از شادیها و غمها. از كسانی كه زير آن، خانواده بودن را جشن گرفتند و كسانی كه تنهایی را بغل كردند
.پس چمن چه که تا اين حد منعطف است، عشق را بیدريغ نثار میکند و همه را از حضور خود سرشار
برايش فرقی ندارد با كفش قدم بر آن بگذاری يا مقدسش بشماری. تنها چيزی كه مهم است تبادل اين انرژي است كه پُر از زيستنِ زيباست. عمرش كوتاه است اما چه بسيار لذتی كه در اين عمر كوتاه نمیبرد. همين ميزان زندگی برايش كافي است. چون هر چه ديده و چشيده مملو از عشق بوده و بس
.هر آنچه در اين جهانِ زببا میبينم، اين دوگانگیها را با خود دارد. به اين نتيجه رسيده ام كه جهان به تمام آنچه در آن هست نياز دارد و درست و غلط، بد و خوب، زشت و زيبايی وجود ندارد. همه چيز نسبی است
جاری باش، بخند، نثار عشق كن و لذت ببر
ساناز كاشانكي
دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.