من درسهای زیادی از گلدان زیبای برگ انجیری خانهمان گرفتهام.
تا مدت ها بر روی یک حصیر بزرگ با گلدان های دیگر همنشین بود، اما حالا کل آن را برای خود کرده و با صلابت میدرخشد.
این درسی از درس های آزادیست.
هر موجود زندهای وقتی آزادی را با تمام وجودش احساس کند و خواستن در او جاری باشد، بدون هیاهو آنچنان شکوفا میشود که تو را مجبور می کند حوزه ی قدرتش را هر روز گسترده تر و اطرافش را بازتر کنی، تا او به خودنمایی و خود شکوفایی خود بی مهابا ادامه دهد و اثر خود را بر این جهان زیبا بگذارد.
اگر ظرف تو از فهم آن عظمت، کوچکتر باشد و با گسترش آن همگام نشوی، این تو هستی که از محدوده آن حذف خواهی شد و جهان به راحتی، زیبایی حضور آن را از تو دریغ می کند و کسانی را همنشین آن گلدان می کند که گنجایش تماشای این بزرگی را داشته باشند.